فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ       پس بايد پيام غدير را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا قيامت برسانند.

هدایه الحجاج : سفرنامه مکه

معرفى اجمالى:

هداية الحُجاج (سفرنامه مكه) اثر محمد رضا طباطبائى تبريزى، به بيان و وصف مناطق مختلفى كه نويسنده، در سفر مكه از آنها گذر نموده پرداخته است. اين كتاب در يك جلد و به زبان فارسى به رشته تحرير درآمده و به همت استاد رسول جعفريان تصحيح گرديده است.

ساختار:

كتاب با مقدمه‌اى از رسول جعفريان آغاز شده است. در اين بخش از كتاب مطالب مفيدى درباره نويسنده، سفرنامه‌نويسى و اطلاعات مندرج در كتاب بيان شده است. متن كتاب در ضمن سه فصل ارائه شده كه نويسنده در دو بخش اول كلياتى را بيان نموده و در فصل سوم به سفرنامه پرداخته است.

اين سفرنامه، تركيبى از گزارش‌هاى روزانه و مباحث موضوعى است و اين ويژگى باعث شده است تا بر سفرنامه‌هاى ديگر، برترى يابد. بخش گزارشهاى روزانه آن نياز به توضيح ندارد، اما در بخش موضوعى، نويسنده تلاش مى‌كند تا آنجا كه ممكن است مباحث مربوط به يك موضوع را در ذيل يك عنوان ارائه نموده تا كار استفاده از اين اثر را آسان سازد.

از روش نويسنده چنين به دست مى‌آيد كه در تدوين كتاب، از منابع مختلف استفاده كرده و كوشيده است تا كتاب خود را از حالت سفرنامه‌اى صرف درآورد. بدين معنى كه بسيارى از سفرنامه‌ها صرفاً گزارش روزانه مشاهدات است، اما در اين سفرنامه به دليل آنكه مؤلف درگير مباحث موضوعى هم بوده و نيز تدوين را در بازگشت انجام داده است، علاوه بر استفاده از مطالب شفاهى، از منابع مكتوب هم استفاده كرده است؛ براى نمونه، زمانى كه استانبول را توصيف مى‌كند، آشكار است كه از منبع يا منابعى، تاريخ فتح استانبول را به‌دست آورده و حتى شرحى از تركيب تاريخى اين اسم به دست مى‌دهد. وى گاه نام برخى از منابع خود را نيز ياد كرده است كه از آن جمله مى‌توان به كتابهايى همچون: أخبارالدول، كتابچه استاتستيك، كتابچه نظارت جليله ماليه مصر، نورالايضاح، روضة الأخبار، مناسك نووى و سالنامه ولايت سوريه اشاره نمود.

نثر كتاب بسيار سليس و روان است. وى به ندرت ادبى مى‌نگارد و گاه‌گاه در وصف برخى مناظر زيباى طبيعت از تعابير ادبى استفاده مى‌كند.

گزارش محتوا:

نويسنده، در دو فصل اول كتاب مباحثى مقدماتى راجع به فوايد سفر و آداب آن از كتابهاى حديثى شيعه گردآورى نموده است تا براى خوانندگانى كه به مناسبت‌هاى مختلف، عازم سفر هستند سودمند و مفيد واقع گردد. وى، مسافرت را از عواملى مى‌داند كه بوسيله آن انسان، با مشاهده آثار خلقت و ديدن اقوام و ملل مختلف به درك ديگرى از جهان دست يافته و علاوه بر آن، به تجربياتى آموزنده نيز مى‌رسد كه براى آينده زندگى او مفيد است.

او در فصل دوم كتاب به ذكر آداب سفر پرداخته و در اين‌باره احاديثى را ذكر مى‌نمايد كه امامان معصوم(ع) پيروان خود را به التزام به اين دستورات سفارش كرده‌اند كه انتخاب همسفر خوب، و آغاز نمودن سفر با صدقه و قرائت آيۀ‌الكرسى و دعاهاى مأثور از آن جمله است.

نويسنده، در آغاز فصل سوم كتاب خود، همراهان خود را به صورتى مختصر و گزيده معرفى مى‌نمايد و با توجه به مقام و منزلت هريك از ايشان، شرح حالى را براى او مى‌نويسد.

ايشان در ادامه، به بيان و معرفى راه‌هاى مختلفى كه براى انجام مناسك حج براى حجاج ايرانى مى‌توان از آنها استفاده كرد پرداخته و در نهايت، راه دريا را بهترين آنها معرفى مى‌نمايد. وى با بيان خطرات مختلفى كه در راه‌هاى خشكى در كمين حاجيان است، ويژگى آن راه‌ها را نيز برشمرده و در نهايت، راه آبى را ترجيح مى‌دهد.

شرايط استفاده از كشتى بخار و آداب زندگى در جزيرةالعرب، از ديگر بخشهاى اين فصل است كه نويسنده براى حجاج ايرانى به رشته تحرير درآورده است تا اينكه به مشكل خاصى برخورد ننمايند. او مى‌نويسد:

«شخص حاجى بعد از دخول به عربستان، خصوص مواقعى كه در محل خطر است بهتر آن است كه كلاه سياه ماهوتى و نمدى را ترك نمايد. لباس مندرس و چركين نپوشد. عمامه يا قينه اختيار كند. كفش ساغرى و زيرجامه سبز و قرمز را لباس خود نسازد و مادامى كه در ميان آن جماعت است با استعمال حنا خود را انگشت‌نما ننمايد».

نحوه محاسبه كرايه از مكه تا مدينه، تهيه بليت كشتى و مواردى ديگر، از جمله آداب زندگى در سرزمين حجاز است كه نويسنده، با دلسوزى فراوان و به جهت حفظ مصالح حجاج آن زمان- نوشته است.

مؤلف، سفر خود را در روز بيست‌وپنجم شعبان سال 1296ق از شهر تبريز آغاز مى‌نمايد، و به صورت روزانه، وقايع سفر را مى‌نگارد. ايشان در اين سفر، مسير خشكى را مى‌پيمايد و از راه نخجوان، ايروان، تفليس، اسلامبول و شهرها و روستاهايى كه در امپراطورى عثمانى و در اين مسير قرار دارند عازم سفر حج مى‌گردد، و با توجه به اهميت هريك از اين مناطق، به بيان و توصيف آنها مى‌پردازد.

چشمه‌هاى آب گرم، حمامها، مدارس، مساجد و كليساها، اوضاع اجتماعى، سرگرمى‌ها، آثار علمى شهر و چاپخانه از جمله مواردى است كه نويسنده، در ادامه توضيحات خود از شهر تفليس آورده است.

ايشان بعد از شهر تفليس به شهرهاى ديگرى همچون: اسلامبول، ازمير، بندر اسكندريه، قاهره، اسكله سوئيس (سوئز) و در نهايت به اسكله جده مى‌رسد، كه براى هركدام از اين مناطق نيز توصيفى را بيان مى‌دارد.

بخش ديگر اين فصل، به معرفى جغرافيايى عربستان و خصوصاً مكه مكرمه اختصاص مى‌يابد كه در آن به مباحث مختلفى چون شرح و وضع مكه معظمه، اسامى مكه معظمه، مساحت بيت‌الله، حجر اسماعيل(ع)، وضع حجرالأسود اشاره كرده است.

مؤلف در مورد عرفات اينگونه مى‌نويسد:

«از اركان مناسك و اعمال حج يكى وقوف به عرفات است از ظهر روز عرفه تا غروب همان روز. عرفات محلى است معروف و محدود از بطن عَرَنه و ثَويه تا ذوالمجاز. ... اينجا را عرفات ناميده‌اند به جهت اينكه جبرئيل، حضرت ابراهيم خليل(ع) را به اين مكان آورد و گفت: يا ابراهيم اينجا عرفات است، فاعرف مناسكك و اعترف بذنبك».

ارائه اطلاعاتى راجع به زائران، راه‌هاى حج، پيشرفت‌هاى حاصل در كشورهاى اروپايى، آگاهى درباره اوزان و مقادير، كنسولها و سفير ايران در عثمانى ديگر بخشهاى مختلف اين كتاب را شامل مى‌شود.

بخش پايانى كتاب، به ذكر مدينه منوره اختصاص دارد كه در آن نويسنده، همچون ديگر بخشهاى كتاب، طول و عرض جغرافيايى آن را بيان نموده و سپس به آثار تاريخى- اسلامى آن مى‌پردازد كه از جمله اين آثار، روضات مقدسه مدينه منوره است.

نويسنده با نگاشتن وقايعى كه در بازگشت اتفاق افتاده است، كتاب خود را به پايان مى‌رساند.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.