فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ       پس بايد پيام غدير را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا قيامت برسانند.

معرفت نبی و ایمان به او

1. ایمان و اقرار به انبیا و رسل

ایمان و اقرار به نبوّت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمّد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از اصول و ارکان مهمّ اسلام به شمار می آید. و تا این اقرار و ایمان تحقّق پیدا نکند شخص، مسلمان محسوب نمی شود. علاوه بر این، اقرار و ایمان به همه آنچه حضرتش از طرف آفریدگار آورده و به ضرورت دین اسلام ثابت شده در تحقّق اسلام شخص لازم و ضروری است. البتّه در این اقرار تفصیل و ذکر خصوصیّات و جزئیّات ضرورت ندارد و همان اقرار اجمالی بسنده است.

با اندک تأملی روشن است که اقرار به نبوّت پیامبر گرامی اسلام، اقرار به آنچه که از ناحیه خدای تعالی آورده، را نیز در بر دارد. زیرا نبوّت و رسالت چنان که گفتیم نوعی ارتباط میان خدا و نبی و رسول است که در این ارتباط اموری از سوی خدای تعالی به رسول و نبی القا می شود.

به یقین می توان گفت یکی از اموری که به ضرورت دین، بر همه پیامبران الهی به ویژه پیامبر گرامی اسلام نازل شده است، تصدیق و ایمان به پیامبران دیگر الهی و اموری است که بر آن ها نازل شده است. خداوند متعال در قرآن کریم در مقابل یهود و نصارا _ که هدایت را تنها از آن خود می دانستند _ مردم را دستور می دهد که به خدا و آنچه بر همه پیامبران نازل شده، ایمان آورند تا هدایت یابند. یعنی در نظر خداوند متعال ایمان به هیچ پیامبری بدون ایمان به پیامبران دیگر تمام و کامل نیست. خدای تعالی می فرماید :

قُولُوا آمَنّا بِاللّهِ وَما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَما أُنْزِلَ إِلی إِبْراهِ_یمَ وَإِسْم_عِ_یلَ وَإِسْح_قَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ وَما أُوتِ_یَ مُوسی وَعِ_یسی وَما أُوتِ_یَ النَّبِ_یُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ * فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ آهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِ_ی شِقاقٍ ... (1)

بگویید ایمان آوردیم به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل واسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده است. و آنچه به موسی و عیسی داده شده است. و آنچه به پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده است. بین هیچکدام از آن ها فرق نمی گذاریم و ما در مقابل خدای تعالی تسلیم هستیم. پس اگر ایمان آورند به گونه ای که شما ایمان آوردید قطعاً هدایت خواهند یافت و اگر اعراض کنند پس همانا در اختلاف و دشمنی خواهند بود...

و در آیه ای دیگر دین اسلام را ایمان و تسلیم به همه آنچه بر پیامبران الهی نازل شده می داند و آنان را که به دنبال چیزی غیر آن هستند از زیانکاران آخرت به شمار می آورد.

قُلْ آمَنّا بِاللّهِ وَما أُنْزِلَ عَلَیْنا وَما أُنْزِلَ عَلی إِبْراهِ_یمَ وَإِسْم_عِ_یلَ وَإِسْح_قَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ وَما أُوتِیَ مُوسی وَعِ_یسی وَالنَّبِ_یُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ * وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلامِ دِینَاً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی آلآخِرَهِ مِنَ آلخاسِرِینَ. (2)

بگو به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم واسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران از سوی پروردگارشان داده شده، ایمان آوردیم بین هیچکدام از آن ها فرقی نمی گذاریم و ما در مقابل خدا تسلیم هستیم. و کسی که غیر از اسلام دینی را طلب کند از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیان کاران است.

امام صادق (علیه السلام) نیز، ایمان را عمل همه اعضا و جوارح انسان شمرده و در میان اعضا قلب را امیر و فرمانده آن ها بیان کرده است. بر اساس این روایت عمل واجب قلب؛ یعنی ایمان عبارت است از اقرار و معرفت و اعتقاد و رضایت و تسلیم به خدای یگانه، و عبد و رسول خدا بودن محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) ، و اقرار به همه آنچه از سوی خدای تعالی نازل شده است. واین عمل برترین و ارزنده ترین عمل است. ایشان می فرمایند :

فَأَمَّا مَا فَرَضَ عَلَی الْقَلْبِ مِنَ الْإِیمَانِ فَالْإِقْرَارُ وَ الْمَعْرِفَهُ وَ الْعَقْدُ وَ الرِّضَا وَ التَّسْلِیمُ بِأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ إِلَهاً وَاحِداً لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهً وَ لَا وَلَداً وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله و سلم) وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مِنْ نَبِیٍّ أَوْ کِتَابٍ فَذَلِکَ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْقَلْبِ مِنَ الْإِقْرَارِ وَ الْم_َعْرِفَهِ وَ هُوَ عَمَلُه... و هو رأس الایمان. (3)

اما آنچه از ایمان بر قلب واجب کرده است اقرار و معرفت واعتقاد و خشنودی و تسلیم است به اینکه خدایی جز «الله» نیست، او یگانه است و شریکی ندارد. خدای یکتایی است که برای خویش همنشین و فرزندی نگرفته است. و اینکه محمّد بنده و رسول اوست. و نیز اقرار به تمام اموری است که از سوی خدا آمده است اعم از این که نبی باشد یا کتاب. این است آنچه خدا بر قلب واجب کرده است که عبارت است از اقرار و معرفت که عمل قلب است... و این اصل ایمان است.

امام رضا (علیه السلام) نیز در جواب مأمون که از او خواسته بود اسلام را به اختصار بیان کند؛ اسلام را شهادت به یگانگی خدای تعالی و شهادت به رسالت و بندگی محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز شهادت به حقّانیّت همه آنچه پیامبر گرامی اسلام آورده و نیز شهادت به همه پیامبران و رسولان و حجّتهای پیشین الاهی دانسته و به دنبال آن وظایف دیگر مسلمانان را به اختصار بیان کرده است. آن حضرت به خط مبارک خویش می نویسند :

إنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَه... وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِینُه...وَ أَنَّ جَمِیعَ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ هُوَ الْحَقُّ الْم_ُبِینُ وَ التَّصْدِیقُ بِهِ وَ بِجَمِیعِ مَنْ مَضَی قَبْلَهُ مِنْ رُسُلِ اللَّهِ وَ أَنْبِیَائِهِ وَ حُجَجِهِ... (4)

همانا حقیقت اسلام عبارت است از شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست، یگانه است و شریکی ندارد.... و اینکه محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و رسول و امین اوست.... و اینکه جمیع آنچه محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) آورده است حقّ آشکاری است، و تصدیق به او و به همه رسولان خدا و پیامبرانش و حجّت های او که پیش از پیامبر اسلام آمده اند.

بنابر این بدیهی است که اگر کسی نبوّت یکی از پیامبران الهی را منکر شود در حقیقت همه پیامبران الهی را منکر شده و یکی از ارکان و اصول مهم اسلام را که پذیرفتن دین همه انبیای الهی است (5) انکار می کند؛ و چنین شخصی را نمی توان مسلمان به شمار آورد. امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرماید :

وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَوْ أَنْکَرَ رَجُلٌ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ أَقَرَّ بِمَنْ سِوَاهُ مِنَ الرُّسُلِ لَم یُوْمِن. (6)

بدانید کسی که عیسی بن مریم را انکار کند و به همه رسولان دیگر اقرار کند مؤمن محسوب نمی شود.

و در روایتی دیگر امام صادق (علیه السلام) کسی را که یکی از پیامبران الهی را انکار کند با وجود اینکه همه انبیای دیگر را قبول دارد، گمراه و از هدایت بدور دانسته است. محمّد بن تمّام می گوید؛ به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فلانی که یکی از دوستان و موالیان شماست سلام رساند و گفت که شما شفاعت او را ضمانت کنید. حضرت فرمود: آیا او از دوستان ما است؟ عرض کردم: آری. فرمود: پس امر او خیلی بالاتر از اینهاست. عرض کردم :

إِنَّهُ رَجُلٌ یُوَالِی عَلِیّاً وَ لَمْ یَعْرِفْ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ. قَالَ: ضَالٌّ. قُلْتُ: فَأَقَرَّ بِالْأَئِمَّهِ جَمِیعاً وَ جَحَدَ الآْخِرَ. قَالَ: هُوَ کَمَنْ أَقَرَّ بِعِیسَی وَ جَحَدَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَوْ أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ وَ جَحَدَ بِعِیسَی (علیه السلام) نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَحْدِ حُجَّهٍ مِنْ حُجَجِهِ. (7)

مردی است که به ولایت امیرمؤمنان (علیه السلام) معتقد است اما اوصیای بعد ازاو را نمی شناسد. فرمود: گم وغافل است.گفتم: به همه امامان اقرارمی کند و آخری را انکارمی کند. فرمود:اومانندکسی است که به عیسی (علیه السلام) اقرار کرده و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) را انکار می کند یا به محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) اقرار کرده و عیسی (علیه السلام) را انکار می کند. از انکار حجّتی از حجّت های خدا به خدا پناه می بریم.

2. نفاق یا اقرار زبانی بدون اقرار قلبی

نکته مهمی که در باب ایمان و اسلام وجود دارد این است که در اثبات اسلام یک شخص پی بردن به تسلیم باطنی و درونی او لازم نیست، بلکه شهادت زبانی و ظاهری او به توحید و نبوّت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اعمال ظاهری دیگر _ از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و.... _ بر مسلمان بودن کفایت می کند.

الْإِسْلَامُ هُوَ الظَّاهِرُ الَّذِی عَلَیْهِ النَّاسُ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامُ الصَّلَاهِ وَ إِیتَاءُ الزَّکَاهِ وَ حِجُّ الْبَیْتِ وَ صِیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهَذَا الْإِسْلَام. (8)

اسلام امر ظاهر و آشکاری است که مردم همه بر آن هستند یعنی شهادت به اینکه خدایی جز الله نیست، یگانه است، شریکی ندارد، و اینکه محمّد بنده و رسول اوست، و بپا داشتن نماز و دادن زکات و حجّ خانه خدا و روزه ماه رمضان، پس اسلام همین است.

از بررّسی روایات به دست می آید که انسان ها در برابر شرایع الاهی سه گونه اند : مؤمن، کافر، منافق. منافق به ظاهر به توحید و رسالت پیامبر اسلام و پیامبران دیگر اقرار می کند ولی اعتقاد درونی به این مسائل ندارد. البتّه چنین کسی به واقع مسلمان نیست ولی تا وقتی که نفاق درونی او معلوم نشود و اقرار زبانی و عمل ظاهری داشته باشد در جامعه اسلامی مسلمان به شمار می آید و احکام مسلمانان بر او جاری می شود. (9)

3. مراد از شناخت نبی و رسول

گفتیم که اقرار اجمالی به نبوّت پیامبر گرامی اسلام و سایر پیامبران الهی از اصول مهم اسلام است. بدیهی است که اقرار به چیزی فرع بر معرفت آن است. و به همین دلیل است که امام صادق (علیه السلام) افضل واجبات و فرائض الهی را بعد از معرفت پروردگار و اقرار به عبودیّت برای او، معرفت رسول و شهادت به نبوّت او دانسته است. ایشان می فرمایند :

إِنَّ أَفْضَلَ الْفَرَائِضِ وَ أَوْجَبَهَا عَلَی الْإِنْسَانِ مَعْرِفَهُ الرَّبِّ وَ الْإِقْرَارُ لَهُ بِالْعُبُودِیَّه ... وَ بَعْدَهُ مَعْرِفَهُ الرَّسُولِ وَ الشَّهَادَهُ بِالنُّبُوَّهِ وَ أَدْنَی مَعْرِفَهِ الرَّسُولِ الْإِقْرَارُ بِنُبُوَّتِهِ وَ أَنَّ مَا أَتَی بِهِ مِنْ کِتَابٍ أَوْ أَمْرٍ أَوْ نَهْیٍ فَذَلِکَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ. (10)

همانا بهترین فرایض و واجب ترین آن ها بر انسان، معرفت پروردگار و اقرار بندگی برای او.... و بعد از آن معرفت رسول و شهادت به نبوّت اوست. و درجه اوّل معرفت رسول اقرار به نبوّت او واقرار به کتاب و امر و نهیی است که از سوی خدا آورده است. پس همه اینها از خدای تعالی است.

در این حدیث شریف پایین ترین درجه معرفت به رسول اقرار و شهادت به نبوّت او دانسته شده است. این امر نشانگر آن است که هر اقراری معرفتی را در بر دارد. و درجه و مرتبه اقرار، نشان دهنده درجه معرفت است. اقرار اجمالی به نبوّت پیامبر و تصدیق اجمالی به اینکه همه آنچه او آورده است از طرف آفریدگار است؛ پایین ترین درجه شناخت اوست. و هر اندازه این اقرار و تصدیق کاملتر و محکمتر شود به همان اندازه معرفت نیز کاملتر خواهد بود.

بنابراین در لزوم شناخت پیامبران الهی نیز هیچ تردیدی نیست و آنچه درباره این شناخت مهم است راههای دست یابی به آن است که در مباحث بعدی به آن خواهیم پرداخت.

چکیده درس دوم

- اقرار و شهادت به نبوّت و رسالت همه انبیا و رسولان الهی از اصول دین اسلام است و تکذیب یکی از پیامبران تکذیب همه آن هاست. و فرقی نمی کند که پیامبر تکذیب و انکار شده پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) باشد یا یکی از پیامبران پیشین.

- در صدق اسلام بر کسی اقرار و شهادت قلبی لازم نیست و اقرار زبانی _ اگر کفر و انکار درونی او شناخته نشود _ بر مسلمان بودنش کافی است، و در صورت شناخته بودن آن نباید چنین شخصی را مسلمان دانست.

- چون هر اقراری فرع بر معرفت است، پس شخص اقرار کننده باید به نبوّت و رسالت و نسبت این مقامات با شخص نبی و رسول معرفت داشته باشد تا اقرارش صحیح باشد. ولی در روایات به جهاتی که در بحث راههای معرفت به آن ها پرداخته خواهد شد اقرار پایین ترین درجه معرفت شمرده شده است.

سؤالات

1. حکم تکذیب یکی از پیامبران گذشته چیست؟

2. جایگاه اعتقاد به نبوّت و رسالت در دین را تبیین کنید.

3. از نظر روایات کمترین درجه معرفت رسول چیست؟

4. فرق اسلام و ایمان را تبیین کنید.

******

1- . بقره(2) / 136و137.
2- . آل عمران(3) / 84و85.
3- . کافی 2/33 و 34؛ بحارالانوار 66 / 23.
4- . عیون اخبار الرضا (علیه السلام) 2/121و122؛ بحارالانوار 10 / 352.
5- . خدای تعالی می فرماید: «إنّ الدین عند الله الاسلام» (آل عمران/19) دین همه پیامبران الهیدین تسلیم بود. آنان همه را دعوت به تسلیم در مقابل خدا و همه پیامبران الهی می کردند.
6- . کافی 1 / 181؛ کمال الدین 2 / 411؛ بحارالانوار 23/96.
7- . بحارالانوار 23/97و98؛ الغیبه / 112.
8- . کافی 2/24؛ وسائل الشیعه 1 / 18؛ بحارالانوار 65 / 246.
9- . بحث درباره کفر و ایمان و شرک و نفاق از نظر حقیقت و احکام دامنه دار و گسترده است کهدر کتب فقهی و اصولی مباحث فراوانی در این زمینه از سوی عالمان دینی طرح گردیده است. دراینجا به همین اندازه اکتفا می شود.
10- . کفایه الاثر / 261؛ بحارالانوار 36/406.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.